مهارت های زندگی

 

چرا بعضي ها شادند و با روحيه، و بعضي غمگين و مأيوس؟

چرا بعضي در رفاه و آسايش اند و بعضي دستشان از همه جا كوتاه، بدون حتي آهي در بساط؟

چرا بعضي در خانواده و زندگيشان، راحتند و با آرامش، و گروهي گرفتار و مضطرب ؟

چرا بعضي دست به هر كاري مي زنند با موفقيت روبه رو مي شوند ولي برخي ديگر جز شكست نصيبي ندارند؟

چرا برخي كلامي مؤثّر و نافذ دارند.و گروهي فاقد اين نيروي سحرآميز  هستند؟

چرا گروهي در كارها مبتكر و خلاقند و گروهي هيچ كار ارزنده و چشمگيري نداشته اند؟

چرا بعضي از شر بيماري علاج ناپذيري كه بدان مبتلا شده اند جان  سالم بدر مي برند و...؟

چرا زني در زندگي خانوادگي اش سرخورده، تلخكام، ناموفق و پريشان است حال آنكه خواهرش زندگي اي شاد، موفق و شيرين دارد؟

پاسخ همه ي اين چراها خود شما هستید آري همه ی شما و هر كس ديگر، داراي نيرويي هستيد و هستند كه چنانچه آن را بشناسند و به كار بگيرند و از آن استفاده نمايند به آساني و سهولت از دردها، رنج ها، غمها، غصه ها،  تشويش ها، افسردگي ها و عقده ها رهايي يافته، مشكلات را حلّ كرده، از شر عادات بد و زيان آور خلاص شده و به نيكبختي، سعادت، فلاح، سرافرازي، نشاط و آرامش مي رسيد و مي رسند. فقط بايد اين نيرو را  جدي گرفت و از قدرت جادويي، آفريننده و دگرگون كننده اش به نحو احسن استفاده نمود و با آن حتي دردهاي جسمي و روحي خويش را درمان كرد و از چنگال ترس و وحشت رهايي يافت. از شكستهاي زندگي، پل پيروزي ساخت. و تهديدها، دشواريها و موانع را به فرصت، امكان و راه، تبديل نمود. و هر چه سياهي و زشتي را يا سپيد و قشنگ كرد، و يا زدود و پاكشان كرد، و خلاصه آنكه فلاح و سعادت را جايگزينِ بدبختي و نكبت ساخت.

آنگاه كه باور تغيير مي كند و نگاه مثبت مي شود، سر وكله ي  رفيقان، ياران، همنشينان و همراهان شايسته و دلسوزي پيدا مي شود كه قبلاً خبري از آنها نبوده است. شرايطي در زندگي پيش مي آيد كه پيشتر، فكرش را هم نمي كرديم! گويا زندگي، يكباره رنگ و حال ديگري به خود گرفته است، از پيدا شدن مشتري مناسب، براي خانه اي كه قصد فروش آن را داشته تا خلاصي از جار و جنجال ها، بگو مگوها و كدورت هاي خانگي و اجتماعي، تا رسيدن به صفا، شور، انگيزه، رغبت، مهر، محبت، رشد، نويسندگي، گويندگي، نوآوري، سازندگي و... و وقتي  چنين  مي شود، شخص با هيجان و پرشور از دنياي ظلمت و تاريكي، رخت سفر مي بندد و با ترك عادات بد و حريفان  ناباب، وارد دنياي  سعادت، نور و روشني  مي شود.

باور كنيم كه اگر هر كس دنياي دروني، انديشه ها، باورها  و احساسات خود را دريابد، خود را از زندان كمبودها و عقده هامي رهاند و افق هاي تازه اي را پيش روي خود مي گشايد.یعنی همه ي ضررهايیكه تاكنون داشته ايد از دست باور خود شما بوده است. هر اتفاقي كه براي شما مي افتد خوشايند يا ناخوشايند، و هر شرايطي كه در زندگي داريد خوب يا بد، همه نتيجه و واكنش رفتار و كردار خود شماست كه آنها( اعمال و رفتار) هم باز تماماً حاصل باور و فكر خود شماست. فراموش نكنيم:

 نقش تعيين كننده در همه ي اتفاقات و امور زندگي( مثبت يا منفي)، همواره با باور، فكر و  ايمان است.

از ياد نبريم كه افكار، نگاه و تصاوير ذهني هستند كه دنياي خارج ما را مي سازند. اينها اساسي ترين  نيروي خلاقه ي وجودند كه هر چه در بيرون  يافت مي شود، محصول و فرآورده شان است .

 پس براي تغيير زندگي، بايستي از علت شروع كرد و آن را تغيير داد و

مهم ترين علّت هر چيز، نگاه و باور است!