سلامت روانی و جسمی زنان ایران در معرض آسیب و بحران

 

از منظر سازمان ملل متحد "سلامت زنان" یکی از شاخصه های توسعه یافتگی کشور ها است چرا که زنان به دلیل شرایط ویژه فیزیولوژیک در دوره های مختلف زندگی ، به ویژه نیازهای جسمی آنان در ارتباط با تولید مثل و عوارض ناشی از آن در معرض آسیب بیشتری نسبت به مردان هستند.
مسئله باروری ، آسیب پذیری بیشتر زنان نسبت به مردان در برابر برخی بیماری ها ، دشوار تر بودن تشخیص برخی مسائل مرتبط با سلامتی در زنان در مقایسه با مردان و در نتیجه پیشرفت و عواقب شدیدتر بیماری ، تاثیر سلامت زنان بر سلامت کودکان و تنوع برخی از جنبه های سلامت زنان به عنوان شاخصه مهمی در تامین عدالت اجتماعی مورد توجه است .
دکتر نسرین وارسته فر پژوهشگر و استاد دانشگاه در این زمینه می گوید:دربسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ، توسعه اجتماعی - اقتصادی منجر به تحولاتی در سلامت جامعه شده است به عنوان مثال کاهش شیوع بیماری های عفونی، کاهش میزان مرگ و میر وکنترل موالید از جمله این اثرات مثبت است.
وی می افزاید: در ایران از 25 سال گذشته ، صنعتی شدن و گسترش شهرنشینی از یک سو و گسترش شبکه بهداشتی و افزایش دسترسی مردم به مراقبت های بهداشتی، از سوی دیگر، موجب کاهش مرگ و میر کودکان و افزایش امید به زندگی شده است.
این پژوهشگر تصریح می کند:تحقیقات انجام شده بر روی زنان ومردان در دو سال متفاوت1367 و 1375 نشان می دهد که ، متوسط امید به زندگی درافراد طی این فاصله12 سال افزایش داشته است به طوری که امید به زندگی در مردان از 67 سال به4/70 سال و برای زنان از65 سال به 4/73سال رسیده است .
این استاد دانشگاه معتقد است که به رغم امید به زندگی بالاتر در زنان ایرانی ، تعداد سالهایی که زنان ، بدون سلامت کامل زندگی می کنند حدود دو سال بیش از مردان بر آورده شده است. بر اساس آمار تعداد سالهایی که زنان ، بدون سلامت کامل زندگی می کنند 2/13 سال است و همین آمار در مردان 9/10 سال برآورد شده است.
دکتر سیروس اعلائی ،متخصص تغذیه در بررسی مسائل مهم سلامت جسمی زنان ایران می گوید: یکی از عوامل موثر بر این عارضه ها کمبود تغذیه ای زنان است. دانش تغذیه ای در مورد وضعیت مصرف مواد غذایی در زنان کشور به میانگین مصرف سرانه خانواده محدود می شود .
وی می افزاید:مطالعات پراکنده و محدود در مورد وضعیت مصرف غذایی زنان باردار و شیرده نشان می دهد که مصرف انرژی به ویژه به صورت مزمن و نیز برخی مواد مغذی کمتر از میزان توجیه شده است .
اعلائی خاطر نشان می کند:بر اساس ارزیابی های مسائل تغذیه ای در سطح ملی، شایع ترین مسائل تغذیه ای زنان کم وزنی در دختران شهری ، کم خونی و فقر آهن در زنان سنین باروری و اختلات ناشی از کمبود ید بر آورد شده است .
وی معتقد است بیماری های غیر واگیر نیز عدم تعادل تغذیه ای و تغییر شیوه زندگی از روستایی به شهری و شیوع کم تحرکی موجب شده است که چاقی و بیماری های غیر واگیر به سرعت به عنوان مشکل سلامت عمومی مطرح شود.
وی شیوع چاقی ، فشار خون بالا و دیابت در زنان را بیشتر از مردان بر آورد می کند و پوکی استخوان را از جمله بیماری های شایع زنان بالای 50 سال می داند .
این پژشک تغذیه تاکید می کند: سلامت باروری در زنان با مشکل جدی روبرو است . سلامت باروری به معنی توانایی زنان در سنین باروری و پس از آن در تصمیمات مربوط به بچه دار شدن ، حفظ حرمت و احترام ، باروری موفق و عاری بودن از بیماری ها و خطرهای دستگاه تولید مثل است .
وی میزان باروری سنی در زنان ایران را در سنین خطر که زیر 19 سال و بالای 34 تعریف شده است بالا می داند و می گوید: میزان مرگ و میر مادران از عوارض بارداری و زایمان و مرگ نوزادان به طور جدی تحت تاثیر فراوانی زایمان ها در اولین گروه سنی به ویژه در روستاها قرار دارد .
زیبا جلالی نائینی پژوهشگر نیز درباره وضعیت اجتماعی زنان ایران برای تصمیم گیری در بارداری می گوید:طی 15 سال گذشته فرهنگ سازی در کنترل جمعیت و ارتقا موقعیت اجتماعی زنان موثر افتاده است و در این راستا میزان استفاده از روش های پیشگیری از بارداری از تولید مثل مکرر زنان و در نتیجه بیماری های منتج از آن جلوگیری شده است.
این فعال حوزه زنان می افزاید: در سالهای 68 تا 79 میزان استفاده از روش های پیشگیری از بارداری از 28 درصد به 74 درصد افزایش یافته است و این در حالی است که زنان ایرانی معمولا تصمیم گیران اصلی در مورد باروری و تولید مثل نیستند.

لی نائینی خاطر نشان می کند:برخی زنان به دلیل نقش و مسوولیت فرهنگی و سنتی که در مادر شدن به عهده دراند ، این اعتقاد را دارند که بار پیشگیری از باداری را باید خود به دوش بکشند .
وی می افزاید: به عنوان مثال در موارد بارداری های ناخواسته زنان هستند که گاه با توسل به سقط جنین قانونی یا گاها غیر قانونی حتی جان خود را در معرض خطر قرار می دهند. این در حالی است که در مناطق روستایی و محروم باور جامعه سنتی بر این است که بی فرزندی نامطلوب تری زن و داشتن بیش از 3 فرزند نشان مطلوب تری زن است .
دکتر فاطمه ملوک باشی روانشناس نیز در زمینه سلامت روان زنان می گوید: در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای جهان، میزان شیوع اختلات روانی در زنان دوبرابر مردان است. به طوری که در زنان 9/25 درصد و در مردان 9/14 دچار انواع بیماری های روانی آشکار هستند.
این استاد دانشگاه تاکید می کند: در این میان ،بیماری افسردگی از نوع حاد آن در 6/24 درصد زنان و 4/16 مردان شایع است.
وی خودکشی را به عنوان یک پدیده اجتماعی چند بعدی می شناسد و می گوید:خودکشی هر چند به خودی خود اختلال روانی نیست ، از آنجا که در نتیجه مشکلات عاطفی و روانی روی می دهد به عنوان یک شاخص وضعیت سلامت روانی مورد توجه است. در ایران گر چه خودکشی در مردان بالاتر از زنان است . در زنان به طور خاص ، موارد خودکشی در گروه سنی 24 _ 18 سال بیشترین میزان را دارد . که عمدتا به صورت مصرف دارو و خودسوزی است .
وی تصریح می کند:البته موارد خودکشی ناموفق در زنان بیشتر از مردان است .اعتیاد به عنوان یک مشکل روانی _ اجتماعی بیرولوژیک یک شایع در ایران ، در زنان در مقایسه با مردان شیوع کمتری دارد و سن آغاز آن نیز در زنان 5/3 سال بالاتر از مردان است. .
وی خاطر نشان می کند:مطالعات الگوی شیوع مصرف مواد مخدر نشان می دهد که مردان بیشتر تحت تاثیر عوامل اجتماعی و زنان تحت تاثیر عوامل فردی مانند دردهای جسمی و مشکلات خانوادگی به مصرف مواد روی می آورند .
وی در زمینه دسترسی زنان به خدمات بهداشتی _ درمانی می گوید: طی دو دهه دسترسی زنان به بهداشت از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است به شکلی که 70 درصد زنان باردار در حال حاضر تحت پوشش مراقبت های زایمان و 35 درصد مراقبت های پس از زایمان هستند.
وی در جمع بندی عوامل موثر برسلامت زنان می گوید: یکی از عوامل موثر مسائل اقتصادی و مساله دیگر عوامل فرهنگی است همچنین دو عامل سواد و میزان آگاهی های بهداشتی _ تغذیه ای تاثیر قابل توجهی در وضعیت سلامت زنان دارد . این در حالی است که هنوز 4/26 درصد زنان 15 تا 49 ساله همسردار در ایران بی سواد و کم سواد هستند .
وی می افزاید:مطالعات میدانی نشان می دهد که عوامل مختلف مرتبط با سلامتی زنان مانند رژیم غذایی ، فشار کار ، رفتارهای بهداشت فردی و رفتارهای جنسی به شدت تحت تاثیر ارزش ها و رفتارهای اجتماعی است .در خانوارهای فقیر شهری و روستایی ، گاهی منابع محدود موجب می شود که زنان از لحاظ بسیاری از نیازهای فردی مانند دریافت غذا در جایگاه همسر و مادر ، خود را در مرحله پس از کودکان ، همسر و گاهی حتی سایر اعضای خانواده قرار دهند .
این محقق می افزاید:در برخی فرهنگ های بومی ، زن خانواده آخرین فردی است که غذا می خورد همچنان که در شهرستان ها و روستاها زنان همواره پس از مردان صرف غذا می کنند .
از سوی دیگر ، در جوامع شهری ارزش ها و معیارهای مربوط به زیبایی و مشخصات ظاهری زنان به عنوان یک عامل ذهنی در رفتارهای غذایی رژیم گرفتن یا میزان فعالیت بدنی آنها تاثیر می گذارد . از لحاظ فعالیت بدنی به طور خاص به نظر می رسد که معیارهای ارزِشی و عرف موجود در جامعه برای زنان نقش محدود کننده دارد .